سلام به همه.
سلام به شما فرزانه خانم و آوا و الميرا و سارا و همه ........![]()
![]()
نميدونم بايد الان بخندم ؟ گريه كنم ؟ ناراحت باشم ؟ يا.....!![]()
آره امروز وقتي نظرهاتون رو ديدم و منظورتون رو فهميدم يه شوك اساسي بهم وارد شد !![]()
اصلا موقعيت و انتظار همچين حرفايي رو نداشتم.![]()
منه كم عقل يه چيزاي ديگه اي توي زهنم بود و يه روياي ديگه اي داشتم.![]()
اصلا الان موندم چي بگم. حرفات خيلي سوزانده بود![]()
كاش يه جوره ديگه پر باز ميكردي، خيلي واضح بهم فهموندي كه اشتباه ميكردم و تمام اين تفاسير و احساسات همش يكطرفه از طرف من بوده و تو به اون شبه روياي بيداري من هيچوقت فكر نكردي![]()
امروز به يه نتيجه بزرگ رسيدم كه عشق و عاشقي و همه اي حرفا كشك هست !
اينا همه ماله تو قصه ها و رومان هاي عاشقونه هست.
آره داستان هاي عاشقونه همش شبيه هم هست !
(بازم عشق, بازم شکست, بازم سنگ دلی, بازم یکی بود یکی نبود, یکی خواست یكي نخواست)
اين ديگه آخرين نوشته من هست، من از همه دوستان و آشنايان عذر ميخوام مخصوصا شما فرزانه خانم كه احساس ميكنم به قول خودتون من خيلي تند رفتم، انقدر كه من خودمم باورم شده بود و ....... (هيچي ولش كن !)
اگه ميدونستم انقدر احساس بدي نسبت به من داري و..... مطمئن باش هيچوقت هيچوقت درد دلم يا شايدم راز دلمو واست نميگفتم.![]()
مطمئن باش ديگه هيچوقت مزاحمت نميشم ! تمام سعي خودم رو ميكنم كه ديگه هيچوقت باهات رو به رو نشم و چشم تو چشمت نشم.![]()
اميدوارم اين موضوع بين من و تو بمونه، و يه گوشه اي واسه هميشه چالش كني.![]()
من واقعا واسه همچي متاسفم، و از اينكه همچين جسارتي كردم عذر ميخوام.![]()
(با اينكه هنوزم به احساسم ايمان دارم و به قلبم اعتماد، ولي بازم شما همه اين اتفاقات رو بزار رو حساب بچگيم)
.
.
اميدوارم دوستان شما و هيچكس، هيچوقت از تصميماتي كه تو زندگيش مي گيره پشيمون نشه تا بعدها هم از اشتباهاتش حسرت نخوره، چون هميشه اون چيز يا كسي كه رفته ديگه بر نميگرده، پس بياين هميشه تو زندگي با دوستان خوب و مهربون باشيم و هميشه سعي كنيم اگه دوست دارين خدا ازتون راضي باشه سعي كنيد دل بدست بيارين نه اينكه دل بشكنين !!!
.
.
.
آره دوستان بلاخره هر سلامي يه خداحافظي هم داره.
از تمام كسايي كه به اين دفتر خاطرات من سر ميزديد و باهام درد و دل ميكردين ممنونم.
گرچه هيچوقت دوست نداشتم اينجوري تموم بشه ولي بازم اين عشق بود كه مارو به بازي گرفت.
با يه دلي پر از اشك و گريه و يه عالمه بغض و تنهايي از همه شما براي هميشه خداحافظي ميكنم.
براي آخرين بار خدانگهدار !!!![]()
![]()
(راستي اين عكس هايي كه گذاشتم همه حكايت ازحرفاي نگفته دل تنها و شكسته من و احساساتم هست.)

























نوشته شده توسط افشین در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 12:53 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بگویید که بر گورم بنویسید زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت مهربون بود ولی مهر نورزید .
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد .در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت .
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد .
و خلاصه بنویسید زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن .
....................................
خدایا دوزخت فرداست ....
چرا امروز میسوزیم ....
....................................
گریه را به خنده بفروش که خراب خنده هاتم
هنوزم مثل قدیما من هوادار چشاتم ......
....................................
افشین هستم 18 ساله از مشهد .
فصل پاییز و باران دوست دارم .
عاشق تنهایی هستم ولی
عشق و عاشقی رو دوست دارم ؟!
از آدم های احساساتی و عشقولانه
خیلی خوشم میاد ؟؟؟
طرفدار تیم استقلال و چلسی هستم .
طرفدار آهنگ های رپ (سروش هیچکس) !!!
این وبلاگ رو زدم چون احساس کردم
می تونم مثل دفتر خاطرات درد و دل هام بنویسم
و این حس عاشقیم رو ابراز کنم .
Mobile : 0937 232 0306
ID : Afshin_Tanha_Lover
....................................
دوست داشتم باران بودم
تا غبار غمها را از تنت می شستم
دوست داشتم گل بودم
تا وجودم را به تو بهترین تقدیم می کردم
دوست داشتم گیتار بودم
تا اهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
ولی افسوس... افسوس
نه بارانم
نه گلم
نه گیتار
ولی هر چه هستم ...
دیوانه ی تو هستم و عاشقت هستم
....................................
هفت شهر عشق...
شهر اول : نگاه و دلربایی..
شهر دوم : دیدار و آشنایی..
شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی..
شهر چهارم : بهانه،فکر جدایی..
شهر پنجم : بی وفایی..
شهر ششم : دوری و بی اعتنایی..
شهر هفتم : اشک، آه و تنهایی..
....................................
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست
عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود
و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
....................................
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم ...
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم ...
و بعد
برای آنچه از دست رفته آه ه ه می کشیم
....................................
اگه کلید قلبی را نداری قفلش نکن
اگه خداحافظی در راه است سلام نکن
اگر دستی را گرفتی رهایش نکن
دفتری که بسته شد دیگه بازش نکن
قلبی که شکسته شد دیگه نازش نکن
....................................
کاش می شد هیچ کس تنها نبود ...
کاش می شد دیدنت رویا نبود ...
گفته بودی که فردا می رسی ...
کاش روز دیدنت فردا نبود ...
....................................
زندگی اجبار است ...
مرگ اختیار است ...
عشق یک بار است ...
جدایی دشوار است ...
ولی نفس کشیدن بی تو محال است
....................................
سیب سرخی را به من بخشید و رفت
عاقبت بر عشق من خندید و رفت
اشک درچشمان سردم حلقه زد
بی مروت گریه ام را دید و رفت
....................................
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري
روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره
از صداي تو شنيدم که دلت دوستم نداره
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري
حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جدايي
تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي
تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو ميميره
نور يک ستاره يک شب جاي مهتاب و ميگيره
تو مگه قسم نخوردي ...
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
Kiss Me !
I Love You