اين شعرها ديگر براي هيچکس نيست نه درد دلم انگار جاي هيچ کس نيست
آنقدر تنهايم که حتي دردهايم ديگر شبيه دردهاي هيچ کس نيست
حتي نفسهاي مرا ازمن گرفتندمن مرده ام در من هواي هيچ کس نيست
( دنياي مرموزي است ما بايد بدانيم که هيچ کس اينجا براي هيچ کس نيست )
من ميروم هرچند مي دانم که ديگرپشت سرم دعاي هيچ کس نيست

نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم 
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت 
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن 
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش 
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام 
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم 
وعاشقانه تو را می ستایم 
![]()

نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت
گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. ![]()
مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . ![]()
من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکها از خيسی اشک مي ميرند؟![]()

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا.... ![]()
در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد![]()
نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد 
بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم 
اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........
قول مي دم که خيلي ساکت باشم 
اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......
قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.............
اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........
سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
تو را دوست میدارم..فقط تو را !!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 9:57 موضوع | لینک ثابت
در آغوشم بگیر ...
بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم
نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پایت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن
تنها تو را می خواهم
بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم...

نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 9:56 موضوع | لینک ثابت
فکر می کر دم بدونین منظورم از "ف" کی هست ولی ............... !!!
راستی فرزانه اون دوستت المیرا بود. دیگه نیومد نظر بزاره ! آخرین باری که اومد مربوط به قبل از اینکه بری مسافرت بود ؟ خیلی واسم جالب بود چون احساس کردم............؟؟؟ دوس دارم بدونم اون حرفایی که گفته راسته یعنی واقعا تو همچین احساسی داری ؟! آخه من می ترسم !!!!!! از اینکه همیشه به در بسته بخورم ؟!
دوستان عزیز می ترسم منم بگم که با تابلوی عبور ممنوع بر بخورم ؟!!؟!
نمیدونم دیگه چی بگم یا چه جوری بگم که بفهمه !!!!!!!!!!
مواظب خودت باش !

نوشته شده توسط افشین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 9:52 موضوع | لینک ثابت
امروز هم احساس تنهایی میکنم و می خواهم با کوله باری از غم و عشق و امید بنویسم از دستان خالی از حقایقی که از آن گریزانم از دلی که شاید تا کنون اشتباه می کرده و بی خود دل خوش بوده !!!
احساس تنهایی فضای عشق آلود درونم را پر کرده است در این هنگام به دنبال کسی میگردم که حرفهای دلم را برایش بازگو کنم ، و اکنون بی پناه از همه کس و همه چیز می خواهم پناهی در آغوش کلمات بیابم !
به دنبال امیدی می گردم که مانند امیدواریهای گذشته نباشد
می خواهم کوه باشم استوار و شجاع همانطور که تو می خواهی !
ولی مگر می توان با روح خسته تا قعر زندگی تا قعر بودن و تا قعر زیستن بالا رفت!!
و روح مرده را صیقل داد،
اوج گرفتن نیاز به پر و بال سالم دارد و روحی شادتر و بالاتر از هر شادی که در این جهان پوچ وجود دارد در حالی که من ...
سخت دلتنگم ، سخت غمگین و سخت افسرده !
پس آخرین گامهایم هدیه به تو که در پشت رنگین کمان آرزوهایم


نوشته شده توسط افشین در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 17:36 موضوع | لینک ثابت
خسته از این دنیا،من دارم میام اون دنیا
وقت داشتی منو ببین
یکی داره میره پای چوپه دار
چشم روی هم میذاره،دنیاش تیره و تاره
بودن یا نبودن واسش چه فرقی داره
خداحافظ دنیا رسیدن به انتها،یا جای تو اونجاست یا جای آدما
چون داره پر میگیره،چشمای من روی هم میره
خداحافظ ای دنیا
خداحافظ ای دنیا
خداحافظ ای دنیا

نوشته شده توسط افشین در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 17:32 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بگویید که بر گورم بنویسید زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت مهربون بود ولی مهر نورزید .
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد .در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت .
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد .
و خلاصه بنویسید زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن .
....................................
خدایا دوزخت فرداست ....
چرا امروز میسوزیم ....
....................................
گریه را به خنده بفروش که خراب خنده هاتم
هنوزم مثل قدیما من هوادار چشاتم ......
....................................
افشین هستم 18 ساله از مشهد .
فصل پاییز و باران دوست دارم .
عاشق تنهایی هستم ولی
عشق و عاشقی رو دوست دارم ؟!
از آدم های احساساتی و عشقولانه
خیلی خوشم میاد ؟؟؟
طرفدار تیم استقلال و چلسی هستم .
طرفدار آهنگ های رپ (سروش هیچکس) !!!
این وبلاگ رو زدم چون احساس کردم
می تونم مثل دفتر خاطرات درد و دل هام بنویسم
و این حس عاشقیم رو ابراز کنم .
Mobile : 0937 232 0306
ID : Afshin_Tanha_Lover
....................................
دوست داشتم باران بودم
تا غبار غمها را از تنت می شستم
دوست داشتم گل بودم
تا وجودم را به تو بهترین تقدیم می کردم
دوست داشتم گیتار بودم
تا اهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
ولی افسوس... افسوس
نه بارانم
نه گلم
نه گیتار
ولی هر چه هستم ...
دیوانه ی تو هستم و عاشقت هستم
....................................
هفت شهر عشق...
شهر اول : نگاه و دلربایی..
شهر دوم : دیدار و آشنایی..
شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی..
شهر چهارم : بهانه،فکر جدایی..
شهر پنجم : بی وفایی..
شهر ششم : دوری و بی اعتنایی..
شهر هفتم : اشک، آه و تنهایی..
....................................
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست
عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود
و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
....................................
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم ...
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم ...
و بعد
برای آنچه از دست رفته آه ه ه می کشیم
....................................
اگه کلید قلبی را نداری قفلش نکن
اگه خداحافظی در راه است سلام نکن
اگر دستی را گرفتی رهایش نکن
دفتری که بسته شد دیگه بازش نکن
قلبی که شکسته شد دیگه نازش نکن
....................................
کاش می شد هیچ کس تنها نبود ...
کاش می شد دیدنت رویا نبود ...
گفته بودی که فردا می رسی ...
کاش روز دیدنت فردا نبود ...
....................................
زندگی اجبار است ...
مرگ اختیار است ...
عشق یک بار است ...
جدایی دشوار است ...
ولی نفس کشیدن بی تو محال است
....................................
سیب سرخی را به من بخشید و رفت
عاقبت بر عشق من خندید و رفت
اشک درچشمان سردم حلقه زد
بی مروت گریه ام را دید و رفت
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
Kiss Me !
I Love You